تبليغاتX
ثنا ♪ ana$

ثنا ♪ ana$

زمین جای ما نیست-رازپرواز کجاست؟زندگی قسمت مانیست-بگو آغاز کجاست؟$

مسافر

 

به نام خالق یکتا

 

وچنین عمر به سر آمد که هیچ نفهمیدیم!

 

امروز14 6 88 و به عبارتی 22 سال و 2 روز از عمر... ایجانب میگذرد

قریب به یک سوم و بلکه بیشتر

 

چنان سریع گذشت که حتی فرصت نگاه کردن به اطراف را نداشتم

تا آن حد که نفهمیدم ازچه چیزهایی گذشتم و به چه چیزهایی رسیدم تا به حال

 

همانند مسافران اتوبوسی که مقصد نامعلوم دارد و به سرعت در خیابان ها حرکت میکند

و مردمانی همسفرت می شوند که معلوم نیست در کجا پیاده خواهن شد

قبل یا بعد از تو

 

و فقط باید منتظر رسیدن نوبت ÷یاده شدنت باشی

واینجاست که راننده میگوید: ایستگاه آخرت!

 

خد حافظ اتوبوس سسسسس__________

 

m$

به یاد 12 6 66

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 13:46  توسط ثنا  | 

سنگها

سنگ

حتي با سنگهايي كه در پيش پايت انداخته اند ميتواني چيزهاي زيبا بسازي!

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 9:14  توسط ثنا  | 

تو این بیراهه بن بست

 

به من چیزی بگو شاید هنوزم فرصتی باشه

هنوزم بین ما شاید یه حس تازه پیدا شه

یه راهی روی من وا کن تو این بیراهه بن بست

 یه کاری کن برای ما اگه مایی هنوزم هست

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 1:11  توسط ثنا  | 

عكس های دیدنی از گردهمایی هواداران خاتمی و میرحسین موسوی در برج میلاد

  

 

 نیست!م!

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اردیبهشت1388ساعت 15:42  توسط ثنا  | 

حس خوبی دارم به تو که نزدیکی...

 

azad        

حس خوبی دارم به تو که نزدیکی

میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی

میشه تا اخر عمر با خیالت سر کرد

میشه عاشق موند و عشق رو باور کرد

تا تو هستی  جز تو همه چی ممنوعست

عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست

من توی اغوشت گرم بودم یا سرد

کاش شب میفهمید روز باور میکرد

بغض یه دنیا رو از دلم کم کردی

من فقط من بودم منوآدم کردی

عشق بی حادثه نیست من خیانت کردم

اگه یارم باشی زود برمیگردم

ای خدایی که برام تو شبا فانوسی

هول میشم وقتی تو منو می بوسی

 

 شاعر:فرزاد حسنی

کاری از :احسان خواجه امیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 17:48  توسط ثنا  | 

دیگه مجبور نیستی...

برو
 
 
دیگه مجبور نیستی هر جا كه می ری
     
از من اجازه رفتن بگیری

می شه با هر كی كه می خوای بجوشی    

اصلا هر چی دلت می خواد بپوشی

می شه به هر كی می خوای دل ببندی     

یا با غریبه ها بگی بخندی

وقتی دیر می كنی یا میری جایی        

 دیگه نیستم  بهت بگم كجایی

نرو تنها م نزار با درد و غمها            

اگرچه دلخوری از خیلی حرفام

به قرآنی كه از سایش گذشتم              

به مرگ هردوتامون خیلی خستم

نگو می بینمت یه روز ِ دیگه            

 آخه احساس من اینو نمی گه

     

 نمی تونم قبول كنم نباشم          

 تر و خشكت كنه یه مرد ِ دیگه

خداحافظ همیشه بهتر از من           

 همیشه یا كه هرجا سرتر از من

توچشمات بهترین بودم تو دنیا         

 نمی دیدی اگرچه كمتر از من

خداحافظ  كه رفتم بی بهونه            

از این خونه دلم بدجوری خونه

به جای سرو روی شونه من            

 تو یادم خاطراتت تو می مونه

اگه كوه طلا واست بیاره                 

 اگه دنیا رو زیر پات بزاره

 باز هم دستهای خالیم می دونم         

 كه هیچ كی قد من دوست نداره

 گلت خوشك شد ولی   هرگز            

 نبرده زمان یادت رو از خونه من

داری میری ولی پیشت می مونم واست     

هیچی نبودم خوب می دونم

ولی من در عوض هر جا كه باشم       

 واست تا اخر عمرم می خونم

شاید خیلی چیزها می خواستی اما منم هیچی نداشتم پات بریزم

اینقدر بغضم رو پنهون كردم ازتواز اون روزی كه رفتی مریضم

قدیما یادم می رفتی جایی همیشه یه خداحافط می گفتی

چقدر اسون شدم باهات غریبه بازم پشت سرم چیزی شنفتی

الان داغی نفهمیدی چی كردی

مدیونی اگر یادم بی افتی


مجید خراطها
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 22:11  توسط ثنا  |